Saturday, December 26, 2009

کوچه ها پر وحشت

کوچه ها پر وحشت و لبریزِ از فریاد ها
مانده رنگِ خونِ یاران بر زمین و یاد ها
در میان بهتِ دنیا سینه ها از هم درید
شکوه ها را نزد یزدانِ اهورائی برید
تاریِ چشمان من از گاز اشک آور نبود
هیچ تصویری چنین در خون و درد آور نبود
نوگلی بشکفته در خون ، میزبانش عزرَئیل
دیده هایت ببر نزد خدا ای جبرَئیل
ما سپاهی از ابابیل تو را کم داشتیم
سنگ را با دست خود از کوچه ها برداشتیم
بیگناهان را دگر باره به خاک انداختند
راحت از کردار خود بر دیگری پرداختند
دود بود و سرب داغ و لخته خونی روی چشم
آمد از تصویر مرگِ بیکسان عالم به خشم
گوئی از آب حیات این نانجیبان خورده اند
آبِ رویِ دین نابِ مصطفی را برده اند
(مهداص)




REF:http://kodetagaran.blogspot.com/

No comments:

Post a Comment